خلوتی با حاجب شیرازی
شمارهٔ ۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آنکه در نثر، به دعوی ید بیضا میکردکاش بر صفحه نظم تو تماشا میکرد
۲
نظم و نثر تو یقین آب حیات ابد استکه سکندر، دمی از خضر تمنا میکرد
۳
طوطی از خامه تو شکر انشا میخوردبلبل از نامه تو خواهش املا میکرد
۴
در پی رسم تقاضات علی الرسم لبمبعد مدح از دهنت بوسه تقاضا میکرد
صفحهٔ ۱ از ۲