خلوتی با حاجب شیرازی
شمارهٔ ۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
همچنان تیر که ناگه ز کمان میگذرداز من آن ترک کماندار چنان میگذرد
۲
هرکه را دست دهد منصب ما بوسه یاراز سر تخت جم و تاج کیان میگذرد
۳
تا شبان است در این گله، به راحت گذرانگرگ، سگ را بفریبد چو شبان میگذرد
۴
گر بخواهی به جهان زنده و جاوید شویبه جهان تکیه مکن زان که جهان میگذرد
صفحهٔ ۱ از ۴