خلوتی با حاجب شیرازی
شمارهٔ ۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر سر خاکم اگر یار گذاری بکندروح باز آید و با جسم قراری بکند
۲
هیچ دانی ز چه دامان فلک پرگهر استخواست هر صبح بپای تو نثاری بکند
۳
کرده حایل به رخ آن ترک حصاری خم زلفتا به صبح از شب دیجور حصاری بکند
۴
هر که از عقل زند دم به بر شیفتگانعشق البته به بینیش مهاری بکند
صفحهٔ ۱ از ۳