خلوتی با حاجب شیرازی
شمارهٔ ۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پرده وهم برانداز بتا، تات ببینندتا که سیرت عرب و کرد و لر وفات ببینند
۲
مات مائیم چو آئینه به رخسار دلاراتکاش در ظاهر و باطن هم چون مات ببینند
۳
به سر و پای تو سوگند که بی پا و سران راسر آن است که پیوسته سراپات ببینند
۴
شکرافشان، که همه لعل شکرخات ببوسندروی بنما که همه طلعت زیبات ببینند
صفحهٔ ۱ از ۲