خلوتی با حاجب شیرازی
شمارهٔ ۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرچه بر پیر و جوان دادن جان شاق آمدلیک عاشق به چنین مرحله مشتاق آمد
۲
تو برون ز انفس و آفاقی ای نفس نفیسکی دگر مثل تو در انفس و آفاق آمد
۳
زهر در دست تو چون آب حیات ابد استزهرنوشان تو را عار ز تریاق آمد
۴
از لب لعل و دهان تو شود حوصله تنگطاقت از طاق دو ابرو و لبت طاق آمد
صفحهٔ ۱ از ۳