خلوتی با حاجب شیرازی
شمارهٔ ۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خون من گر خورد آن نوش دهن نوشش باددل بخون همه آلوده لب نوشش باد
۲
مهر و مه عکس رخ و قامت دلجویش بودروز و شب آینه زلف بناگوشش باد
۳
ساخت از شمس و قمر آینه طلعت خویشآفرین بر هنر و زیرکی و هوشش باد
۴
زلف بر دوش بیفکند که از قدرت حسنبار دلهای پریشان همه بر دوشش باد
صفحهٔ ۱ از ۳