خلوتی با حاجب شیرازی
شمارهٔ ۱۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در بندِ توام ای بتِ تجریش به دربندبخرام به دربند ببین خستهٔ در بند
۲
انگشتِ تو بر قفلِ مهمّات کلید استز آن باز بوَد بر رخِ تو هر در و در بند
۳
از فیض تو تجریش و جماران و دزاشیببهتر بوَد از بلخ و بخارا و سمرقند
۴
فیض ار طلبی در ره روحانی ما آیبا روح خدا تاکه شود روح تو پیوند
صفحهٔ ۱ از ۳