شعر را زندگی کن
خلوتی با حاجب شیرازی

شمارهٔ ۱۲۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ما را نبود شکوه ز آلمان گله از روسگر، روس زما برد بسی کشور محروس
۲
لیکن همه ایران بود از مردم ایرانوز، یاد برفت آن همه عرض آن همه ناموس
۳
روزی که بود صلح، جهان دار و جهانگیرمحروم شود ظالم مردم کش مأیوس
۴
از میمنت صلح شود خاک بهم وصلمردم همه مربوط و جوانان همه مأنوس
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth