خلوتی با حاجب شیرازی
شمارهٔ ۱۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سنجند اگر قدرت حسنت به ترازوسنگینی عالم بودت وزن یکی مو
۲
چشمان و دو ابروت دو شیرند و دو شمشیرمن شیر ندیدم که بود در صفت آهو
۳
سیمین ذقنت گوی بود زلف تو چوگانپشت همه خم گشته چو چوگان بر آن گو
۴
خون همه عشاق روان کرد و هدر دادچشمان سیه مست تو و نرگس جادو
صفحهٔ ۱ از ۳