خلوتی با نورعلیشاه
شمارهٔ ۷
بخش اول
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بینم چو خرامان بره آن سرو روان راایثار کنم در قدمش نقد روان را
۲
سازد بیکی تیر دو صد طایر جان صیدهرگاه که زه میکند ابروش کمان را
۳
گل را شود از شرم شکر خنده فراموشبیند به تبسم اگر آن غنچه دهان را
۴
بر اهل وفا عرصه اگر تنگ نخواهدزینسان ز جفا تنگ چرا بسته میان را
صفحهٔ ۱ از ۲