خلوتی با نورعلیشاه
شمارهٔ ۸
بخش اول
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوش درآمد سحری مهوشی از در ما رامحفل دل ز رخش گشت منور ما را
۲
ساقی ار گردش ساغر نبود باکی نیستچشم گردان تو بس گردش ساغر ما را
۳
حاجت عنبر و مشگی نبود زانکه مشامنافه چین شده زان زلف معنبر ما را
۴
دوش وقت سحر ایدل سوی میخانه عشقساغری داد بکف ساقی کوثر ما را
صفحهٔ ۱ از ۲