شعر را زندگی کن
خلوتی با نورعلیشاه

شمارهٔ ۹۲

بخش اول

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زهی گرفته جمالت ز ماه تابان باجنهاده بر سر خورشید خاکپایت تاج
۲
جهان چو روز منور شود ز رخسارتگشائی از رخ خود گر نقاب در شب داج
۳
شهان ملک جهان بر درت چو مسکینانزخوان بذل عطایت بلقمه ئی محتاج
۴
غرض رسیدن نعلینت بود بر سر عرشوگرنه لایق شأنت نبود آن معراج
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth