شعر را زندگی کن
خلوتی با نورعلیشاه

شمارهٔ ۱۲۳

بخش اول

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای گرفتار بزلف تو پریشانی چندکشته تیغ غمت بیسر و سامانی چند
۲
تیره از زلف سیاهت شب عشاقانیروشن از نور رخت شمع شبستانی چند
۳
چشم جادوگر تو فتنه ترسا و یهودخال هندوت زده راه مسلمانی چند
۴
جذبه شوق رخت گر نبود راهنماکی توانکرد دمی قطع بیابانی چند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth