خلوتی با نورعلیشاه
شمارهٔ ۱۲۴
بخش اول
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرکرا دیدن روی تو تمنا باشدجز بروی تو نظر وانکند تا باشد
۲
دیدن روت درآئینه چه حاجت که مراسینه از صیقل مهر تو مصفا باشد
۳
بی تو بس جوش زند سیل سرشکم چو گهرمسکن مردم دیده ته دریا باشد
۴
گرهمه مستحق جام شهادت شده ایمقتل ما کی بکف زاهد رسوا باشد
صفحهٔ ۱ از ۲