خلوتی با نورعلیشاه
شمارهٔ ۱۳۲
بخش اول
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ابرویش از بام دل سرمیزندیا هلالی حلقه بر در میزند
۲
هر شبم دل در خم گیسوی اوتا سحر پهلو بعنبر میزند
۳
تشنه کامان زلال خویش راآستین بر دیده تر میزند
۴
جان من طوطی شکر خای اوستدر لبش قند مکرر میزند
صفحهٔ ۱ از ۳