شعر را زندگی کن
خلوتی با نورعلیشاه

شمارهٔ ۱۴۹

بخش اول

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پرتو جامست این برسقف گردون جلوه گریا فروغ طلعت ساقیست تابان از قمر
۲
نور باران مهست از برج حسنش بر سرمیافرو ریزد بدامان کوکب بختم گهر
۳
شاهباز دست شاهست آمده بهر شکارتا کشیده صید دل هر دم بسویش بال و پر
۴
از گل گلزار وصلش پرشده دامن مرایاسرشک لاله گونم ریخته از چشم تر
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth