خلوتی با نورعلیشاه
شمارهٔ ۱۵۰
بخش اول
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای زماه عارضت خورشید کرده کسب نوردر چراغ بزم حسنت گشته تابان شمع طور
۲
هر طرف آراسته بر قصد جانم لشگرییا نموده شاه عشقت در سرای دل ظهور
۳
بزم حسنت را که نتواند کسی نزدیک شدعالمی گردیده حیران از تماشایت ز دور
۴
واعظ از سجاده میآموخت گر افتادگیبر سرمنبر نمی کرد اینهمه عجب و غرور
صفحهٔ ۱ از ۲