خلوتی با نورعلیشاه
شمارهٔ ۱۶۸
بخش اول
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زاهد از تزویر تا کی افکنی دام هوسشاهباز دست شاهم کی شوم صید مگس
۲
محمل آن مه دراین منزل عبث ننمود رویسالها در سینه ام نالید دل همچون جرس
۳
گلعذار من میان گلعذاران جهانچون گلی باشد شکفته در میان خار و خس
۴
دور باشی گر ندارم بس من دیوانه راهی هی و هیهای طفلان دورباش از پیش و پس
صفحهٔ ۱ از ۲