خلوتی با ناصرخسرو
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۹
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر کار بوده است و رفته قلمچرا خورد باید به بیهوده غم؟
۲
وگر ناید از تو نه نیک و نه بدروا نیست بر تو نه مدح و نه ذم
۳
عقوبت محال است اگر بتپرستبه فرمان ایزد پرستد صنم
۴
ستم گار زی تو خدای است اگربه دست تو او کرد بر من ستم
صفحهٔ ۱ از ۱۳