شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصرخسرو

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۲

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بسی رفتم پس آز اندر این پیروزه گون پشکمکم آمد عمر و نامد مایه آز و آرزو را کم
۲
فرو بارید مروارید گرد این سیه دیباکه بر دو عارض من بست دست بی‌وفا عالم
۳
به مروارید و دیبا شاد باشد هر کسی جز منکه دیبای بناگوشم به مروارید شد معلم
۴
بگریم من بر این نرگس که بر عارض پدید آمدمرا، زیرا که بفزاید چو نرگس را بیاید نم
صفحهٔ ۱ از ۱۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth