خلوتی با نورعلیشاه
شمارهٔ ۴۶
بخش دوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای قفل دل ما را لعل لب تو مفتاحمفتوح نما باری قفلم ز دل ای فتاح
۲
تا کی ز غمم مرده باشد دل افسردهمطرب بکف آور دف ساقی بقدح کن راح
۳
آن دف که چو بخروشد افلاک برقص آردوآن راح که چون جوشد انجام بود مصباح
۴
مصباح چو روشن شد افلاک برقص آمدنور و طربی باید گردد بدلم اصلاح
صفحهٔ ۱ از ۲