خلوتی با نورعلیشاه
شمارهٔ ۴۷
بخش دوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
منم که با مژه تر کنم گهر سوراختوئی که کرده ز تیر غمم جگر سوراخ
۲
ز بسکه چشم ببام و درت نهادم شدز کاوش مژه ام جمله بام و در سوراخ
۳
بیاکه ناوک آهم دل فلک هر شبجدا ز ماه رخت کرده تا سحر سوراخ
۴
تو رفتی و ز قفای تو هر قدم کردمزمین خشک بخوناب چشم تر سوراخ
صفحهٔ ۱ از ۲