خلوتی با ناصرخسرو
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۱
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از من برمید غمگسارمچون دید ضعیف و خنگسارم
۲
گرد در من همی نیاردگشتن نه رفیقم و نه یارم
۳
زین عارض همچو پر شاهینشاید که حذر کند شکارم
۴
نشناخت مرا رفیق پارینزیرا که چنین ندید پارم
صفحهٔ ۱ از ۱۳