شعر را زندگی کن
خلوتی با نورعلیشاه

شمارهٔ ۸۱

بخش دوم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بیشتر زانکه رسد باده ز روئیدن تاکمست دیدار تو بودم بدل و دیده پاک
۲
بلبل و قمری گلزار توبودم روزیکه نه از گل اثری بود و نه سر و چالاک
۳
گرد بام حرمت جان طیران داشت دمیکه نبود اینهمه دور و دوران با افلاک
۴
سالها دل حرکت کرد چو پرگار فلکتا بکوی تو سکون یافته از مرکز خاک
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth