خلوتی با نورعلیشاه
شمارهٔ ۸۲
بخش دوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرسو که کنی روتو بدینشکل و شمایلگردند ترا عارف و عامی همه مایل
۲
هم مایل رخسار تو خورشید جهانتابهم سائل دربار تو سلطان قبایل
۳
پامال فراقت نشده سر نتوان کردبرگردن وصلت نفسی دست حمایل
۴
هر چند کند جسم مرا خاک و برد باداز دل نکند سیل فنا نقش تو زایل
صفحهٔ ۱ از ۲