خلوتی با نورعلیشاه
شمارهٔ ۸۳
بخش دوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عمریست تا چو شمع بخدمت ستاده ایمپروانه وار جهان بهوای تو داده ایم
۲
دی لعل می فروش تو پیمود جرعهامروز این چنین همه سرمست باده ایم
۳
نگشاده ایم بررخ خوبان بهیچ رویچشمی که بر جمال تو جانا گشاده ایم
۴
ای کرده دستگیری افتادگان بسیما را بگیر دست که از پا فتاده ایم
صفحهٔ ۱ از ۲