شعر را زندگی کن
خلوتی با نورعلیشاه

شمارهٔ ۹۱

بخش دوم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سالها شد که به دل نقش مرادی دارمدیدهٔ جان به رخ حور نژادی دارم
۲
طره عقد گشایش چو ببندد گرهیاز گره بستن آن طره گشادی دارم
۳
گرچه غم‌ها بود از دوری وصلش به دلمهر دم از یاد رخش خاطر شادی دارم
۴
کیسه دوست چو غم گر ز زر و سیم تهیستصاحبی ذوالکرم و شاه جوادی دارم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth