شعر را زندگی کن
خلوتی با نورعلیشاه

شمارهٔ ۹۰

بخش دوم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نه این زمان ز می جلوه تو من مستمکه سالهاست از این باده کهن مستم
۲
دراین بهار ندانم بسر چها دارمکه دیگران بچمن جرعه نوش و من مستم
۳
اگر نه بلبل زارم چرا بفصل بهارز آب و رنگ گل و نکهت چمن مستم
۴
روم بکعبه و دیر و بسوزم این زنارکه آن صنم نکند همچو برهمن مستم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth