خلوتی با نورعلیشاه
بخش ۸ - حکایت در فوائد خاموشی
جامع الاسرار
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صاحبدلی را دیدم در محفلی نشسته و عقد صحبت با کاملی در میان بسته هر قطره از زلال گفتارش بحری پر لالی و هر ذره از پرتو رخسارش مهری لایزالی چهره جمال برنور جلال آراسته و آئینه جلال بجلوه جمال پیراسته سخنش تشنگان را چشمه حیوان و کشتگان را حیات جاودان گاه بدیده گریان گهر هجران سفتی و گاه با لب خندان خبر وصال گفتی.
۲
گاه میرفتی بجاروب مقالاز ضمیر خستگان گرد ملال
۳
گاه اندر جام مخموران هجرباده پیمودی ز مینای وصال
۴
هر دم از بحر فضیلت ریختیگوهر دانش بدامان کمال
صفحهٔ ۱ از ۵