خلوتی با ناصرخسرو
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۶
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من دگرم یا دگر شدهاست جهانمهست جهانم همان و من نه همانم
۲
تاش همی جستم او به طبع همی جستاز من و من زو کنون به طبع جهانم
۳
پس نه همانم من و جهان نه همان استزانکه جهان چون من است من چو جهانم
۴
عالم کان بود و منش زر و کنون منزر سخن را به نفس ناطقه کانم
صفحهٔ ۱ از ۱۱