خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۷۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سخت بیمهر و جفا پیشه و پر فن شدهایجان من خوب به کام دل دشمن شدهای
۲
نیستم داغ که بیگانه شدی با من لیکداغ ازینم که فرمودة دشمن شدهای
۳
چون طلا دست فشارِ دم گرمم بودیکه دمید این نفس سرد که آهن شدهای؟
۴
لب پر از خندة گل، چهره پر از لالة رنگدگر از بهر تماشای که گلشن شدهای
صفحهٔ ۱ از ۳