خلوتی با بهاء ولد
فصل ۴۴
جزو اول
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجالٌ صَدَقُوا
۲
گفتم که بیم دل کژرو و دروغگوی باشد و صادق مرد راسترو و راستگو باشد
۳
من قضی نحَْبَه
۴
قضای نحب خود کردند و در حلق از کلید تیغ گشادند و بعضی گرویدگان منتظر میباشند تا هم بدان طریق به آخرت روند. اکنون ای جمع در خود نظر کنید که چه چیز را منتظر می باشید.
صفحهٔ ۱ از ۴