شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصرخسرو

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۳

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چرخ پنداری بخواهد شیفتنزان همی پوشد لباس پر دَرَن
۲
شاخ را بنگر چو پشت دل شدهبرگ را بنگر چو روی ممتحن
۳
ابر آشفته برآمد وز دمنبوستان پرگشت از اطلال و دِمن
۴
زیر میغ تیره قرص آفتابچون نشسته گرد بر زرین لگن
صفحهٔ ۱ از ۱۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth