شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصرخسرو

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۹

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا کی کنی گله که نه خوب است کار منوز تیر ماه تیره‌تر آمد بهار من؟
۲
چون بنگری که شست بدادی به طمع ششنوحه کنی که وای گل و وای خار من
۳
چون من ز بهر مال دهم روزگار خویشآید به مال باز به من روزگار من؟
۴
هرگز نیامد و بنیاید گذشته بازبر قول من گوا بس پیرار و پار من
صفحهٔ ۱ از ۱۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth