خلوتی با ناصرخسرو
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۴
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از بهر چه، ای پیر هشیوار هنربین،بر اسپ هوا کرد دلت بار دگر زین؟
۲
دین است نهال شکر حکمت، پورا،بنشانش و به هر وقت ازو بار شکر چین
۳
مر بند هوا را به جز از حکمت نگشادحکمت برد از عارض و رخسار چو زر چین
۴
این است تو را منزل و زاد، ای سفری مردبرگیر، هلا، زاد و همه بار سفر زین
صفحهٔ ۱ از ۳