شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصرخسرو

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۳

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای مر تو را گرفته بت خوش‌زبان زبون،تو خوش بدو سپرده دل مهربان ربون
۲
اندر حریم می نکند جان تو قرارتا ناوری دل از حرم دلبران برون
۳
برگیر دل ز بلخ و بنِه تن ز بهر دینچون من غریب و زار به مازندران درون
۴
زیرا که عیب و علت کندی کاردارسوهان علاج داند کرد و فسان فسون
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth