شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصرخسرو

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۶

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون فروماندی ز بد کردار خویشپارسا گشتی کنون و نیک خو
۲
آن مثل کز پیش گفتند، ای پسر،من به شعر آرم کنون از بهر تو
۳
گند پیری گفت که‌ش خردی بریخت«مر مرا نان تهی بود آرزو»
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth