خلوتی با رهی معیری
شمارهٔ ۴۷ - آزاده
ترانهها و نغمهها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با آن که همچون اشک غم بر خاک ره افتاده ام منبا آن که هر شب ناله ها چون مرغ شب سر داده ام من
۲
در سر ندارم هوسی، چشمی ندارم به کسی، آزاده ام من
۳
با آن که از بی حاصلی سر در گریبانم چو گلشادم که از روشن دلی پاکیزه دامانم چو گل
۴
خندان لب و خونین جگر مانند جام باده ام آزاده ام من
صفحهٔ ۱ از ۲