خلوتی با ناصرخسرو
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۷
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مکر جهان را پدید نیست کرانهدام جهان را زمانه بینم دانه
۲
دانه به دام اندرون مخور که شوی خوارچون سپری گشت دانه چون خر لانه
۳
طاعت پیش آر و علم جوی ازیراکطاعت و علم است بند و فند زمانه
۴
با تو روان است روزگار حذر کنتا نفریبد در این رهت بروانه
صفحهٔ ۱ از ۸