شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصرخسرو

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۸

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای عورت کفر و عیب نادانیپوشیده به جامهٔ مسلمانی
۲
ترسم که نه مردمی به جان هر چنداز شخص همی به مردمان مانی
۳
چندین مفشان ردا، چرا جان رایک‌بار ز گرد جهل نفشانی؟
۴
تا گرد به جامه بر همی بینیآگاه نه ای ز گرد نفسانی
صفحهٔ ۱ از ۱۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth