خلوتی با ناصرخسرو
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۹
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کارو کردار تو ای گنبد زنگارینه همی بینم جز مکرو ستمگاری
۲
بستری پاک و پراگنده کنی فرداهرچه امروز فراز آری و بنگاری
۳
تو همانا که نه هشیار سری،ور نیچونکه فعل بد را زشت نینگاری
۴
گر نه مستی،پس بیآنکه بیازردیمما تو را،ما را از بهر چه آزاری؟
صفحهٔ ۱ از ۱۲