شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصرخسرو

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۲

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای غره شده به پادشائیبهتر بنگر که خود کجائی
۲
آن کس که به بند بسته باشدهرگز که دهدش پادشائی؟
۳
تو سوی خرد ز بندگانیزیرا که به زیر بندهائی
۴
گر بنده نه‌ای چرا نه از تنتاین چند گره نه بر گشائی؟
صفحهٔ ۱ از ۱۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth