شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصرخسرو

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۱

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای گشت زمان زمن چه می‌خواهی؟نیزم مفروش زرق و روباهی
۲
از من، چو شناختم تو را، بگذرآنگه به فریب هرکه را خواهی
۳
من بر ره این جهان همی رفتماز مکر و فریب و غدر تو ساهی
۴
نازان و دنان به راه چون دونانبا قامت سرو و روی دیباهی
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth