شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصرخسرو

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۲

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دگر ره باز با هر کوهساریبخار آورد پیدا خارخاری
۲
همان شخ که‌ش حریرین بود قرطههمی از خزّ بربندد اِزاری
۳
به ابر اندر حصاری گشت کهسارشنوده‌ستی حصاری در حصاری
۴
همی فرش پرندین برنورددشمال اکنون ز هر کوهی و غاری
صفحهٔ ۱ از ۱۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth