شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصرخسرو

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۵

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای به خطاها بصیر و جلد وملینایدت از کار خویش، خود خجلی
۲
هیچ نیابی مرا ز پند و قرانوز غزل و می به طبع در بشلی
۳
حاصل ناید به جسم و جان تو دراز غزل و می مگر که مفتعلی
۴
چون عسلی شد زخانت زرد، چرابا غزل و می به طبع چون عسلی؟
صفحهٔ ۱ از ۱۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth