خلوتی با ناصرخسرو
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۴
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آمد و پیغام حجت گوشدار ای ناصبیپاسخش ده گر توانی، سر مخار، ای ناصبی؟
۲
هرچه گوئی نغز حجت گوی، لیکن قول نغزکی پدید آید ز مغز پربخار، ای ناصبی؟
۳
علم ناموزی و لشکرسازی از غوغا همیچون چنینی بیفسار و بادسار، ای ناصبی
۴
چند فخر آری بدین بسیاری جهال عامنیستت این فخر، ننگ است این و عار، ای ناصبی
صفحهٔ ۱ از ۱۱