خلوتی با ناصرخسرو
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۸
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن قوت جوانی وان صورت بهشتیای بیخرد تن من از دست چون بهشتی؟
۲
تا صورتت نکو بود افعال زشت کردیپس فعل را نکو کن اکنون که زشت گشتی
۳
پشتی ضعیف بودت این روزگار، چون دیطاووسوار بودی و امروز خارپشتی
۴
گر جوهریت بودی بر روی خوب صورتآن نیکوی نگشتی هرگز بدل به زشتی
صفحهٔ ۱ از ۵