خلوتی با ناصرخسرو
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۸
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چنین زرد و نوان مانند نالینکردهستم غم دلبر غزالی
۲
نه آنم من که خنبانید یاردمرا هجران بدری چون هلالی
۳
نه مالیده است زیر پا چو خوستهمرا چون جاهلان را آز مالی
۴
غم خوبان و آز مال دنیاکجا باشد همال بیهمالی؟
صفحهٔ ۱ از ۱۰