شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصرخسرو

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۳

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
این تن من تو مگر بچهٔ گردونیبچهٔ گردونی زیرا سوی من دونی
۲
او همان است که بوده است ولیکن تونه همانا که همانی، که دگرگونی
۳
طمع خیره چه داری که شوی باقی؟نشود چون ازلی بودهٔ اکنونی
۴
تو مر آن گوهر بیرونی باقی راچون یکی درج برآورده به افسونی
صفحهٔ ۱ از ۱۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فع
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth