خلوتی با امیر پازواری
شمارهٔ ۲۱۰
چهاربیتیها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اونْ تُرکهْ کیجا که وی سرایِ اماییلَعلِ بَدَخشونْ و دُرّ پربهایی
۲
بدیمه دردِ عشقْره که هرجا آیی،اُو نمونه مه پراوچشمون، دتایی
۳
دْ کمنْ بدیمه انداته به بالی،قَدْ سُوره بالا داشته، هلا کیجایی
۴
چین حلقه ره خشْ هنیا استاییامیر گنه: مه دوستْ به خورِ همتایی
صفحهٔ ۱ از ۱